تبلیغات
منادی

منادی
 
«المؤمِنُ أَخُوالْمؤمِنْ» مؤمن برادر مؤمن است؛ یعنی باید که قصدش نکند و به شادی اش شاد بود و به اندوهش اندوهگین بود.

مؤمن آمد برادرِ مؤمن     دین بود افسرِ سر مؤمن

«اَلمؤمِنُ مِرآتُ الْمُؤمِنْ» مؤمن آینه ی مؤمن است.

یعنی هر که مؤمن است باید که بر سبیل شفقت به حالِ مؤمنان نگرد. و اگر کار ناصوابی از یکی به حاصل آید (روی دهد) که تعلق به دین یا به دنیا یا به ادب نفس دارد، وی را پنهان نصیحت کند؛ و امیرالمؤمنین علیه السلام گوید: نصیحت پیشِ مردم، سرزنش و ملامت بود.

«المُؤمِنُ یَسیرُ الْمَؤُونَةِ» مؤمن، اندک مؤونت و خرج بود زیرا که در خورش و پوشش اسراف نکند، از حرام و شبهت، نیک پرهیزد، پس حلالش اندک بود و اسراف نکند و گفتند: که در هر درمی که به دست یکی آید، کژدُمی بود باید که افسون (حیله ای) کند تا وی را نزند و افسونش آن باشد که در وجه حلالش به کار برد.

«المُؤمِنُ کَیِّسٌ فَطِنٌ حَذِرٌ» مؤمن زیرک بُود زیرا که بر حذر باشد و آخرت را در دنیا به هیچ کاری از دست ندهد.

مؤمن از بد حذر کند هموار     زان که هم زیرکست و هم هشیار

«المُؤمِنُ آلِفٌ مَأْلوفٌ.» مؤمن دوست دارد مؤمنان را و چنان زندگانی کند که مؤمنان نیز وی را دوست دارند.

«المُؤمِن غِرٌّ کَریمٌ وَ الْفاجِرٌ خِبٌّ لَئیمٌ» مؤمن ساده دل و کریم بود. و فاجرْ حیلتی و شوم بود.

یعنی هر که مؤمن بود پیوسته هم نشینِ آخرت بُوَد و اندیشه و تفکر بدان کند و دنیا را محل و مقدار ننهد که در وی آویزد، پس هر کسی بتواند که در معنی دنیاوی بر وی حیلت کند و اگر کسی اش وی را برنجاند یا چیزش بِبَرد، از کرم از سرِ آن درگذرد و در قفایش نرود و اعتماد بر عوض آخرت کند و منافق به آخرت شک کند و اندیشه و تفکر در دنیا کند و با هر که بیامیزد مکر و حیلت کند و شومی اش بدان کس برسد.

«المُؤمِنُ لِلمؤُمِنِ کَاْلبُنیانِ کَشُدَّ بَعْضُهُ بَعضا» مؤمن، مؤمن را چون بنا بُوَد که سخت می دارد بعضی بعضی را. یعنی یکدیگر را دعا و نصرت کنند و با یکدیگر مواسات بکنند و در دین، دستْ یکی دارند و یکدیگر را امر به معروف و نهی از منکر کنند.

«المُؤمِنُ مِنْ اِهْلِ الاْءِیمانِ بِمَنْزِلَةَ الرَأْسِ مِنَ الْجَسَدِ» مؤمن از اهل ایمان به منزله ی سرست از تن، یعنی چون تنِ بی سر به کاری نیاید مؤمن نیز بی شرط ایمان به کاری نیاید.

حکم مؤمن که ز اهل ایمانَست     هست در منزلت چو سر از تن
مؤمنان زنده خون یکدیگرند     سازگار و خوش و چو روح و بدن

«المُؤمِنوُنَ هَیّنُونَ لَیّنُونَ»

مؤمنان نرم خوی و خوش گویند     تازه روی و گشاده ابرویند

مؤمنان، سهل و نرم آسان باشند و مصطفی صلی الله علیه و آله گوید که: سرشت و سیرت مؤمن آنست که در دین قوی بود و اگرچه تنگْ دل بود، با مردم نیکو خوی و تازه روی بود، و ایمانش با یقین بود و بر علم حریص بود، و بر دوستان مشفق بود، و اگرچه توانگر و دست فراخ بود میانه زِیَد، و به چیز مردم طمع ندارد، و کسب حلال کند، و نیکویی بسیار کند، و در راه مذهب و حق با نشاط و خرمی بود، و از شهوت دور بود، و بر رنجوران و درماندگان رحمت کند، و بدان چه او را امین کند و بر وی اعتماد کنند امانت به جا آورد، و حسد نبرد، و کسی را طعن نزند، و بر کسی لعنت نکند، و به حق مُقر بود؛ کسی را به لقب نخواند، و در نماز خاضع و ترس کار بود، و به زکات دادن شتابد، و در بلا و محنت آهسته و صابر بود و در زحمت و راحت شاکر بود، و بدان چه خدای تعالی داده باشد قانع بود، و به آن چه اش که نبود، دعویِ بزرگی و لاف نزند، و با مردم بیامیزد و مناظره کند تا دانا شود، و بُخْل، وی را از خیر کردن باز ندارد، و اگر کسی بر وی ظلم کند یا ظالمش رنجاند، صبر کند تا خدای تعالی خود مکافات کند. و راویان این خبر از مصطفی صلی الله علیه و آله روایت کرده اند که: مؤمن را واجب بُوَد که این خیر از بر دارد.

«الشِّتاءُ رَبیعُ المُؤمِنِ» زمستان بهار مؤمن است.

این چنین گفت خواجه ی مختار     که زمستان مؤمنست بهار

یعنی چنان که مردم را در سال وقت بهار خوش تر آید، زیرا که هوا میانه و معتدل بود و عالم سبز گردد هم چنان که مؤمن را خوش آید که روزها، کوچک بود و روزه داشتن آسان بود، و شب ها دراز بود تواند که طاعت بسیار کند.

«الدُّعاء سِلاح المُؤمِنْ» دعا سلاح مؤمن است.

مؤمنان را سلاح تیغ دعاست     ترسد از مؤمن آن که اهل دعاست

یعنی مؤمن در بلا و محنت و مکر شیطان دست به دعا زند، چنان که آن گه دشمن را بیند، دست به سلاح زند.

مصطفی صلی الله علیه و آله گوید که: دعا بسیار کنید که با دعا هیچ کس هلاک نشود و هر دعا که در آن بِزِه نبود، خدای تعالی در حال اجابت کند، یا به بدلِ اجابت نا کردن، شرّی از وی بگرداند، و یا در آخرت، مکافاتِ ناکردنش باز کند، چنان که بنده تمنّا کند که کاشکی هیچ دعای من اجابت نبودی.

و مصطفی صلی الله علیه و آله می فرماید که در زحمت و راحت، خدای را یاد کنید و دعا بسیار کنید.

در خبرست که: شبِ آدینه از اول شب تا آخر و شب های دیگر در سِیِک واپسین به فرمان خدای تعالی فرشته ای به آسمان دنیا آید و تا صبح ندا می کند که: هیچ خواهنده ای هست تا بِدَهَمش آن چه خواهد و هیچ آمرزش خواهی هست تا بیامرزم و من اَرْحَمُ الراحمینَم.

بوذر غفاری رحمه الله گوید: عبادت بی دعا چون طعام بی نمک بود و در خبرست که هر که را غمی پیش آید. [از روی معرفت] هفت بار بگوید: بسم اللّه الرحمن الرحیم؛ از غمش فرج آید و اگر نیاید به هفتاد بار بگوید، و گفته اند که چون دعا مستجاب نگردد از شومی گناه و از خوردنِ حرام بُوَد.

و مصطفی صلی الله علیه و آله گوید که: هر که لقمه ی حرام خورد، چهل روز دعایش مستجاب نگردد.

«الصّلوةُ نُورُ الْمُؤمِنِ» نماز نور مؤمنست.

یعنی به سبب نماز دلش پیوسته منوّر و روشن بود. گفته اند که: روز قیامت نماز نور بود؛ خداوند تعالی می فرماید: روز قیامت تو بینی یا محمد! مؤمنان و مؤمنات را که نور از دست راست و چپ و پیش و پسِ ایشان می رود.

منبع : نشریه گنجینه - دی 1381، شماره 22



طبقه بندی: رسول اکرم(ص)،
برچسب ها: دعا، آخرت، دین، نماز، رسول اکرم صلی ‌الله‌ علیه ‌و‌ آله، کلام نبوی، ایمان،
[ جمعه 30 مهر 1395 ] [ 09:40 ق.ظ ] [ بهانه بودن ] [ نظرات ]
درباره وبلاگ

بوی بهشت را با خود آورده ‏ای تا از جهنم دنیای ما، آرمان‏ شهر انسانیت بسازی و به آدمیان بیاموزی که «توحید»، بهترین معنای زندگی است.الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم.
نظر سنجی
در عصر حاضر بیشتر به کدام سیره رحمت‌ للعالمین نیازمندیم؟





آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
آخرین بروز رسانی :