تبلیغات
منادی

منادی
 
یکی از روش های پیامبر اکرم (ص)  پرورش روح اعتماد بود، مسلمانان هم در پرتو رهبری آن حضرت، دارای اعتماد ی فراوان و هدف بزرگی نائل آمدند. و در تمام کارهای خویش پندها و نصیحت های آن حضرت را سر چشمه همه موفقیت ها و پیروزی ها می دانستند، وهمواره ازآن حضرت کمک و یاری می جستند، بدون آنکه دستخوش امواج تمایلات و نارسائی شوند.

برای روشن شدن این مطلب به این داستان توجه فرمائید.

یکی از یاران رسول اکرم (ص) فقر مالی شدیدی پیدا کرد و این گرفتاری مالی او را در تنگنای شدیدی قرار داده بود.احساس کرد که دیگر قدرت صبر و تحمل از او سلب شده و با این وجود دیگر نمی تواند به زندگی خود ادامه دهد.

روزی با همسرش مشورت کرد و به این نتیجه رسید که به محضر رسول اکرم (ص) برود، وازحال زندگی خود به عر ض آن حضرت برساند، و تقاضای کمک نماید، با این تصمیم رفت خدمت آن حضرت، اما پیش از آن که نیت خویش را برزبان جاری سازد، این جمله را از رسول اکرم شنید که آن حضرت فرمود: هرکس از ما تقاضای کمک و مساعدت نماید، ما ازاحسان خود نسبت به او دریغ نخواهیم کرد، اما اگر کسی بی نیازی پیشه کند و ازمخلوقی حاجت نخواهد، خداوند او را بی نیاز خواهد ساخت.

این شخص با شنیدن این جمله، از بیان کردن حال خویش صرف نظر نمود، و به خانه باز گشت.بعد از گذشتن چند روزی. باز فشار فقر مالی و تنگد ستی شدید او را به ستوه آورد، ناچار شد روز دیگر برای بیان خواسته خود به حضور رسول اکرم (ص) به شتافت، آن روز نیز همان جمله سابق را از زبان آن حضرت شنید که فرمود: هر کس از ما تقاضای کمک نماید، ما از کمک کردن نسبت به او دریغ نخواهیم کرد، اما اگر کسی بی نیازی پیشه کند. و از مخلوقی حاجت نخواهد، خداوند او را بی نیاز خواهد ساخت.

این بارهم از بیان حاجت خویش خود داری کرد، و به منزل بازگشت. و همچنان درهای امید به روی خود بسته دید.برای سومین بار در مجلس آن حضرت حاضر شد، این بار نیز آن حضرت همان جمله را تکرار فرمود.اما این شخص با شنیدن سخنان رسول اکرم (ص) برای بار سوم، در خود احساس قدرت و توانائی کرد که کلید و رمز مشکل خود را یافته است، هنگام بازگشت با خود گفت که دیگر دست حاجت به سوی بندگان خدا دراز نمی کنم، و از آن ها کمک نمی خواهم، به نیروی لایزال تکیه کنم، و از استعداد وجودی خو یش بهره برداری نمایم، واز پیشگاه الهی می خواهم تا مرا درکاری که پیش می گیرم یاری فرماید، و مرا بی نیازی ببخشد.

فکرکردکه چه کاری از من ساخته است؟

فکرش به اینجا رسید که در حال حاضر راه صحرا در پیش گیرد، و هیزمی جمع کرده وآن را به فروش برساند. بالأخره بدنبال تصمیم خود رفت، وتیشه ای را بدست آورد، و بسوی بیابان شتافت، هیزمی جمع نمود و به شهر آورد و فروخت. از اینکه با دسترنج خود مبلغی پول به دست آورده است احساس لذت و خوشحالی می کرد.روزهای متوالی به همین کار ادامه داد، تا لوازم و ابزار کار وحیوان باربرخرید، و پس از مدتی به شغل خود ادامه داد، تا اینکه صاحب سرمایه فراوان و غلامانی شد.

روزی رسول اکرم (ص) با او بر خورد نمود و با تبسم فرمود: نگفتم هرکس ازما تقاضای کمک و مساعدت نماید ما از احسان خود نسبت او دریغ نخواهیم کرد، اما اگرکسی بی نیازی پیشه کند، واز مخلوقی حاجت نخواهد خداوند او را بی نیاز خواهد ساخت.(1)

نتیجه اینکه روح اعتماد و تکیه بر عمل می تواند سرچشمه موفقیت و رستگاری شود، واین خصلت بزرگ می تواند رمز پیروزی هر ملت و جامعه باشد.

 پی نوشت :
(1)- اصول کافی، ج 2، ص 139؛ ایثار، ج 2 ، ص 40.



طبقه بندی: رسول اکرم(ص)،
برچسب ها: پیامبر اعظم(ص)، روح اعتماد، تکیه بر عمل،
[ جمعه 21 آذر 1393 ] [ 09:55 ق.ظ ] [ بهانه بودن ] [ درسی که رسول اکرم (ص) به انسان ها آموخت ]
درباره وبلاگ

بوی بهشت را با خود آورده ‏ای تا از جهنم دنیای ما، آرمان‏ شهر انسانیت بسازی و به آدمیان بیاموزی که «توحید»، بهترین معنای زندگی است.الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم.
نظر سنجی
در عصر حاضر بیشتر به کدام سیره رحمت‌ للعالمین نیازمندیم؟





آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
آخرین بروز رسانی :