تبلیغات
منادی

منادی
 
آمدم خطوط پیشانی ‏ات را بخوانم؛ خندیدید، چند کلمه جا افتاد.

لبخند که می‏زنی، ردیفی از مرواریدهای سپید، گیجم می‏کند. بوی پرهای جبرئیل، در خانه‏ ات موج می‏زند.

تلاوت آیه ‏ای از خوی تو، برای بهشتی شدن کافی‏ست. وعده ما، روی پل صراط یا محمد صلی ‏الله‏ علیه‏ و‏آله .

خدا به خاطر تو آفریده دنیا را  گمان کنم که خدا عاشق شما شده بود!

وقتی تو آمدی
صلوات که بر تو می‏فرستم، عطر چهارده شاخه گل محمدی از ذهنم عبور می‏کند. تو را می‏بینم که از کوه سرازیر می‏شوی؛ با سندی از حقانیت دخترکان زنده به گور شده؛ و چشم ‏هایت، چقدر صبور، پاسخ نانجیبی‏ های سنگ در دست کوچه را با لبخند می‏دهد! هنوز نیامده بودی که سقف دروغین بت‏ها ترک خورد و آتش آتشکده ‏های شرم، خاموش شد. این مقدمه ‏ای بود برای متن کتابی که تو در خلوتت، گزارش معاشرت با خدا را در آن شرح می‏دهی.

نام تو که می‏ آید...
قرآن، خلاصه شب‏ نشینی تو با خداست و قصه روزهایی که نبودی، ولی همه چیز به خاطر وجود تو بود؛ مگر نه این‏که حق فرمود: «لولاک لما خَلَقْتُ الافلاک»؟!

وقتی در صلوات ‏هایم نام تو به میان می ‏آید، فرشتگان، هرچه از گناهانم را که نوشته‏ اند، پاره می‏کنند؛ یا سفینة النجاة.



طبقه بندی: متن ادبی،
برچسب ها: پیامبر اعظم(ص)، پر جبرئیل، لولاک لما خَلَقْتُ الافلاک،
[ دوشنبه 4 خرداد 1394 ] [ 12:54 ب.ظ ] [ بهانه بودن ] [ خانه ‏ات، بوی پر جبرئیل می‏دهد ]
درباره وبلاگ

بوی بهشت را با خود آورده ‏ای تا از جهنم دنیای ما، آرمان‏ شهر انسانیت بسازی و به آدمیان بیاموزی که «توحید»، بهترین معنای زندگی است.الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم.
نظر سنجی
در عصر حاضر بیشتر به کدام سیره رحمت‌ للعالمین نیازمندیم؟





آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
آخرین بروز رسانی :