تبلیغات
منادی

منادی
 
زمین خدا در شب ظلمانی تاریخ، دست و پا می زند.

خانه خدا ـ همان مکعّب ملکوتی که بر سنگ هایش هنوز جای دست های ابراهیم باقی مانده بود ـ ، عرصه جولان بُت های کور و کر شده بود.

فرزندان نا خلف ابراهیم، خدا را به سکّه های سیاهی که از کاروانیانِ راه گم کرده می گرفتند، فروخته بودند.

مکّه، شهر شاعران هوسباز و تاجران زر اندوز شده بود.

معلّقات هفتگانه، بر سر زبان ها بود و آیات خدا در کنج فراموشی قلب های نومید، خاک می خورد و کسی نبود که در گوش انسانِ بریده از آسمان، از فردا و پس فردا بگوید.

زمین خدا در شب ظلمانی تاریخ دست و پا می زد...

شبی عجیب بود؛ اعراب بیابانگرد از شهاب هایی می گفتند که آسمان شب مکّه را مثل روز روشن کرده بودند. خبر دهان به دهان می چرخید و در گوش جان ها می نشست. ستاره ای درخشان بر پیشانی آسمان شرق درخشیدن گرفته بود.

شبی عجیب بود.

ادامه مطلب...

طبقه بندی: متن ادبی،
برچسب ها: نور، آسمان، خدا، باد، زمین، رسول اکرم صلی ‌الله ‌علیه ‌و ‌آله، خاک،
[ دوشنبه 10 آبان 1395 ] [ 06:57 ب.ظ ] [ بهانه بودن ] [ نظرات ]
            

- رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم فرمود بسیار یاد کردن خدا و بر من «صلوات» فرستادن، موجب برطرف شدن فقر می شود.(شرح الصلوات اردکانی، ص 76) با توجه به روایت فوق، داستان زیر را تقدیم می دارم. توصیه می کنم که قبل از مطالعه به نکات زیر توجه نمایید:

1 ـ شکی نیست که «اذکار» خواصّ و فوایدی بسیار دارد. طبق روایات رسیده از معصومین علیهم السلام ، ذکر «صلوات» نیز چنین است. یکی از فواید آن، رهایی از فقر و تنگدستی است. ناگفته پیداست که: نتیجه بخشیدن آن، شرایطی دارد. یکی از شرایط آن، چگونگی حالت های روحی، نفسی و معنوی انسان است. با این بیان، ذکر شخصی به ثمر می رسد که قبلاً زمینه لازم را فراهم کرده باشد. به عبارت دیگر، نباید توقع داشت که بدون ایجاد زمینه، تکرار اذکار به نتیجه مطلوب برسد.

2 ـ به ثمر رسیدن ذکرها، در سایه تلاش وجدّیّت انسان است. به عبارت دیگر، به نتیجه رسیدن آنها با تنبلی و تن پروری منافات دارد و نباید از تلاش و کوشش در کسب معاش دست کشید و با تکرار اذکار، به کنجی نشست و به امید این که خداوند، روزی مان را می رساند؛ از کار و تلاش دست برداشت.خواب و خوراکی نداشت. مادام که سرو وضع زن و بچه هایش به خاطرش می آمد؛ آشفته و غمناک می شد. ظاهر رنجور و گونه های ترک برداشته آنها، آزارش می داد. همین طور شکوه های بی وقفه همسرش که خواب و خیالش را ربوده بود.آن روز، مثل همیشه، درب چوبی حیاط را به هم زد.

راه کوچه باریک محله را در پیش گرفت. نمی دانست کجا می رود؟ ولی گام هایش بسی بلند و کشیده بود. گاهی به اطرافش چشم می دوخت تا شاید مشکل گشایی بیابد. از چند کوچه باریک و کم عرض گذشت. به چهارراهی نزدیک شد که معمولاً از جمعیت موج می زد. در آن سوی چهار راه، مسجدی قرار داشت. هرچند ظاهرش ساده و کوچک بود؛ اما هیچ وقت از نمازگزاران خالی نبود. گاهی واعظی به منبر می رفت و به پند و اندرز مردم می پرداخت. آن روز نیز واعظی بر فراز منبر، در حال سخنرانی بود. جمعیتی گرد آمده بودند و به سخنان او گوش می کردند. «سعید» نیز خودش را داخل جمعیت زد. روحانی، پیرامون فقر و راه های خلاصی از آن سخن می گفت. بیان شیرین و رسایی داشت. چیزی نگذشت که سعید جذب سخنان او شد. بین خودش و او احساس نزدیکی می کرد. به نظرش رسید که روحانی، او را می شناسد و حرف های دلش را بازگو می کند. ولی این طور نبود؛ سخنان روحانی، حرفِ دل بسیاری از مردم بود. او در بخشی از سخنانش گفت:«در فرستادن صلوات، کوتاهی نکنید. زیرا اگر توانگر صلوات بفرستد، مالش برکت می یابد و اگر فقیر صلوات بفرستد، خداوند تعالی از آسمان روزی اش را می فرستد.»

ادامه مطلب...

طبقه بندی: رسول اکرم(ص)،
برچسب ها: صلوات، سکه، همسر، عقرب، فقر، دهان، آسمان،
[ جمعه 30 بهمن 1394 ] [ 09:25 ب.ظ ] [ بهانه بودن ] [ ارمغان صلوات ]
درباره وبلاگ

بوی بهشت را با خود آورده ‏ای تا از جهنم دنیای ما، آرمان‏ شهر انسانیت بسازی و به آدمیان بیاموزی که «توحید»، بهترین معنای زندگی است.الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم.
نظر سنجی
در عصر حاضر بیشتر به کدام سیره رحمت‌ للعالمین نیازمندیم؟





آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
آخرین بروز رسانی :