تبلیغات
منادی

منادی
 
آفرینش زیبا
گل، نماد زیبایی است و در دسته گل نبّوت، یوسف، برجسته ترین و محمّد، نهایت آنهاست. پیامبر ما چنان جذّاب و زیبا بود که در چشم هر بیننده - حتی دشمنان و منکرانش- نیز جا گرفته بود. او پیش همه عزیز می نمود و به گفته هند بن ابی هاله، صورتش مانند ماه شب چهارده می درخشید.1 با آن که رنگ پوست اعراب عربستان سبزه بود، پیامبر ما سرخ و سفید بود و آن گاه که رخسار سپیدش به نور وحی، در سرخی حیا مزین می گشت، نمایی از زیبایی و شکوهِ ساخته خدا را جلوه گر می نمود. چشمان درشت حضرت، با مردمک های کاملاً مشکی، مژه های بلند و ابروان سیاه، باریک و پیوسته، در زیر طاق بلند پیشانی و بر بالای یک بینی کشیده و قلمی، همگی در یک سر متناسب ـ نه بزرگ و نه کوچک ـ جای گرفته بودند و نگارگری بی عیب و نقص خدا را در پیش دید بینندگان می نهادند.

در توصیف حضرت محمّد(ص) می خوانیم که گونه های حضرتْ برجسته، دهانش به اندازه و گردنش در زیبایی، به سان نقره فام بود . چانه اش کوتاه و متناسب و پیشانی اش اندکی متمایل به جلو و موهایش موجدار و خوش حالت بود. چهره اش پرگوشت و یا سخت و استخوانی می نمود. رسیدگی مداوم حضرت به موهای سر و صورتش، تاییدکننده همان سخنی بود که خود درباره موی زیبا فرموده بودکه: «موی زیبا، پوشش خدادای است. آن را گرامی بدارید». خود نیز در گفتار و رفتار، نشان داده بود که گرامی داشتن مو یعنی: مراقبت همیشگی از آن و مالیدن انواع روغن های گیاهی و خوشبو و معطر و مقوی به آن و مقدم تر و مهم تر از همه، شانه زدن مکرّر و منظم و با صبر و حوصله آن.

پیامبر، از زیبایی، هیچ کم نداشت و چون با مردم رو به رو می شد، پیشانی اش چونان چراغی روشن و نورانی، آنان را به سوی خود می کشید و آن گاه که در صحرای داغ عربستان، دانه های عرق بر پیشانی اش می نشست، مروارید غلطانی را می مانست که از سطحی صیقلی، فرو می چکد و سُر می خورَد. این سر و صورت زیبا، بر اندامی زیباتر قرار داشت. استخوان ها و مفصل هایی درشت و مردانه و اعضا و جوارحی محکم و استوار داشت. پاها و دست های ایشان بلند و کشیده می نمود و کاملاً چهارشانه بود. کف دست ها فراخ و مانند دست عطرفروشان، معطّر. دست ها و پاها صاف و بدون گره و ساق ها معتدل و بدون چربی اضافه بود و ران ها نیز چندان کلفت و ضخیم نبود؛ اما لگن خاصره او به سان مردان شجاع، اندکی پهن بود.

ادامه مطلب...

طبقه بندی: مقالات،
برچسب ها: زیبا، پیامبر، رنگ، پیامبر و زیبا، خدا، قرآن، صورة،
[ پنجشنبه 10 فروردین 1396 ] [ 12:19 ب.ظ ] [ بهانه بودن ] [ نظرات ]
آفرینش زیبا
گل، نماد زیبایی است و در دسته گل نبّوت، یوسف، برجسته ترین و محمّد، نهایت آنهاست. پیامبر ما چنان جذّاب و زیبا بود که در چشم هر بیننده - حتی دشمنان و منکرانش- نیز جا گرفته بود. او پیش همه عزیز می نمود و به گفته هند بن ابی هاله، صورتش مانند ماه شب چهارده می درخشید.1 با آن که رنگ پوست اعراب عربستان سبزه بود، پیامبر ما سرخ و سفید بود و آن گاه که رخسار سپیدش به نور وحی، در سرخی حیا مزین می گشت، نمایی از زیبایی و شکوهِ ساخته خدا را جلوه گر می نمود. چشمان درشت حضرت، با مردمک های کاملاً مشکی، مژه های بلند و ابروان سیاه، باریک و پیوسته، در زیر طاق بلند پیشانی و بر بالای یک بینی کشیده و قلمی، همگی در یک سر متناسب ـ نه بزرگ و نه کوچک ـ جای گرفته بودند و نگارگری بی عیب و نقص خدا را در پیش دید بینندگان می نهادند.

در توصیف حضرت محمّد(ص) می خوانیم که گونه های حضرتْ برجسته، دهانش به اندازه و گردنش در زیبایی، به سان نقره فام بود . چانه اش کوتاه و متناسب و پیشانی اش اندکی متمایل به جلو و موهایش موجدار و خوش حالت بود. چهره اش پرگوشت و یا سخت و استخوانی می نمود. رسیدگی مداوم حضرت به موهای سر و صورتش، تاییدکننده همان سخنی بود که خود درباره موی زیبا فرموده بودکه: «موی زیبا، پوشش خدادای است. آن را گرامی بدارید». خود نیز در گفتار و رفتار، نشان داده بود که گرامی داشتن مو یعنی: مراقبت همیشگی از آن و مالیدن انواع روغن های گیاهی و خوشبو و معطر و مقوی به آن و مقدم تر و مهم تر از همه، شانه زدن مکرّر و منظم و با صبر و حوصله آن.

پیامبر، از زیبایی، هیچ کم نداشت و چون با مردم رو به رو می شد، پیشانی اش چونان چراغی روشن و نورانی، آنان را به سوی خود می کشید و آن گاه که در صحرای داغ عربستان، دانه های عرق بر پیشانی اش می نشست، مروارید غلطانی را می مانست که از سطحی صیقلی، فرو می چکد و سُر می خورَد.این سر و صورت زیبا، بر اندامی زیباتر قرار داشت. استخوان ها و مفصل هایی درشت و مردانه و اعضا و جوارحی محکم و استوار داشت. پاها و دست های ایشان بلند و کشیده می نمود و کاملاً چهارشانه بود. کف دست ها فراخ و مانند دست عطرفروشان، معطّر. دست ها و پاها صاف و بدون گره و ساق ها معتدل و بدون چربی اضافه بود و ران ها نیز چندان کلفت و ضخیم نبود؛ اما لگن خاصره او به سان مردان شجاع، اندکی پهن بود.با این همه زیبایی، بسیاری، لبخند پیامبر را انتظار می کشیدند؛ زیرا لب های زیبای حضرت را بر می گشود و دندان های سپید، مرتب و گشاده حضرتش را نمایان می کرد، درست مانند برقی سریع که پرده از دانه های زیبای باران برمی دارد، به همان درخشش و به همان سرعت. پیامبر ما از کوتاه قدان، بلندتر و از بلند قامتان، کوتاه تر بود؛ اما در کنار هر کس که می ایستاد، احساس کوتاهی به دیده خیال نمی آمد و چاق و لاغر نیز نمی نمود و شکم وی با سینه، مساوی بود.

ادامه مطلب...

طبقه بندی: رسول اکرم(ص)،
برچسب ها: زیبا، پیامبر، رنگ، پیامبر و زیبا، خدا، قرآن، صورت،
[ پنجشنبه 4 شهریور 1395 ] [ 07:41 ق.ظ ] [ بهانه بودن ] [ نظرات ]
در این نوشتار می خواهیم بدانیم که رسول خدا چگونه معلّم قرآن تربیت می کردند و ما نیز اگر بخواهیم، چگونه می توانیم معلّم قرآن ـ مطابق الگوهای پیامبر اسلام ـ باشیم.

پیش تر گفتیم1 که آموزش قرآن در زمان رسول خد عبارت بود از: خواندن آیات قرآن توسط معلّم برای متعلّم و شنیدن و تکرار او، تا آنجا که متعلّم نیز بتواند همراه معلّم یا به تنهایی همان آیات را بخواند. اگر این گونه به آموزش قرآن نگاه کنیم، به یکی از جالب ترین پدیده ها در آموزش و ترویج قرآن در زمان رسول خد برمی خوریم که ما آن را «دوره های خودجوش تربیت معلّم قرآن» نام نهاده ایم. در این باره باید بگوییم که آن حضرت در آموزش و ترویج قرآن نظام جالب و جامعی را طراحی کرده بودند؛ به گونه ای که آموختن قرآن، یکی از امور رایج و روزمره مسلمانان ـ آن هم از مهم ترین و مفید ترین فعالیت های زندگی یک نفر ـ به شمار می آمد. بر همین اساس، مسلمانان زمان پیامبر، می کوشیدند تا اولاً آیات بیش تری از کتاب خدا را در دل خود جای دهند و آن ها را در زندگی خود به کار بندند؛ و از سوی دیگر اگر کسی حتی یک آیه هم می آموخت، برای این که از فضیلت معلّمی قرآن بهره مند شود، درصدد آموزش همان یک آیه برمی آمد.

در زمان پیامبر بسیار پیش می آمد که مثل وقتی یکی از صحابه «ده سوره» و دیگری که «بیست سوره» را آموخته بود، زمانی که به هم می رسیدند و زمینه را مساعد می دیدند، سوره هایی را که یکی بلد نبود، به دیگری می آموخت. بسیار اتفاق می افتاد که فرزند، آیاتی را که آموخته بود، پس از بازگشت به خانه، به مادر یا پدرخود آموزش می داد و یا کسی آیات جدیدی را برای همسرش می خواند تا او نیز حافظ آیات جدید باشد.

همه این شور و نشاط ها برای این بود که پیامبر اکرم بر آموختن و آموزش دادن قرآن بسیار تاکید و تشویق می کردند و چون آموزش قرآن را بسیار سهل و آسان کرده بودند، همه دوست می داشتند که هم قرآن بیاموزند و هم به دیگران بیاموزانند.

حدیث «بهترین شما کسی است که قرآن را بیاموزد و به دیگری تعلیم دهد»2 را همه خوب می شنیده ایم؛ ولی شاید کم تربه عمق این حدیث پی برده باشیم. مقصود پیامبر از آموختن و آموزش دادن قرآن، آموزش کلّ قرآن یا آموختن تجوید یا روخوانی یا مانند این ها نیست؛ بلکه شنیدن و تکرار حتی یک آیه و یاد دادن همان یک آیه به دیگری ـ به وسیله خواندن و تکرار می تواند مصداقی از آن سخن رسول خد باشد. پیامبر اکرم بارها می فرمودند: از من فرا بگیرید و به دیگران بیاموزید؛ اگر چه یک آیه از قرآن باشد. به همین علّت بود که مسلمانان صدر اسلام، خود را در برابر فراگرفتن و یاد دادن حتی یک آیه هم مسئول می دیدند، و جامعه اسلامی زمان پیامبر، همواره و به صورت خودجوش مملوّ از «قرآن دانان»، «حاملان قرآن»، و «معلّمان و مروّجان قرآن» بود.

نکته بسیار جالبی که در بعضی از روایات به آن اشاره شده، این است که این مسأله آن چنان رایج بوده است که در همه مدینه و حتی دیگر شهرهای اسلامی، هر کس اولاً می دانسته که چقدر از قرآن را آموخته و ثانیاً بقیه آن را از چه کسی می تواند بیاموزد و چقدر از قرآن را می تواند به دیگران یاد بدهد. دراین باره نقل شده است که یکی از اصحاب رسول خدا می گوید:

به عبدالله بن مسعود مراجعه کردم تا «سوره شعراء» را از او یاد بگیرم. ابن مسعود گفت: این سوره را من خود یاد نگرفته ام؛ ولی می توانی آن را از خبّاب بن ارت ـ که او شخصاً آن را از پیامبر فراگرفته ـ بیاموزی. من نیز به خبّاب مراجعه کردم و آن سوره را آموختم.3

فضای آموزش قرآن نباید به گونه ای باشد که یک نفر سال های سال معلّم قرآن باشد و دیگری سال های سال متعلّم. بلکه فضای قرآنی کشور باید به گونه ای باشد که هر کس احساس کند، همین که آیاتی از قرآن را آموخت، می تواند به راحتی و بدون کسب توانایی خاص و جدیدی آن آیات را به دیگران بیاموزد.

امروزه نیز اگر بخواهیم به فضایمطلوب و منظورِ نظر پیامبر اکرم دست پیدا کنیم، باید خود را هر چه بیش تر به الگوهای پیامبر اکرم نزدیک کنیم و بدانیم که ما نیز می توانیم دوره های خود جوش تربیت معلّم قرآن را ایجاد کنیم؛ اگر: آموزش قرآن را در درست تعریف کنیم و بدانیم آموختن و یاددادن قرآن بسیار ساده است و اگر آیاتی را که در سینه داریم ـ اگر چه یک آیه باشد ـ برای دیگری ـ خصوصاً نزدیکان و دوستان خود ـ بخوانیم تا آن ها نیز تکرار کنند تا یاد بگیرند، آموزش قرآن انجام شده است؛ و از سوی دیگر بکوشیم تا افرادی را بیابیم که آنان آیات و سوره هایی را که ما نمی دانیم، در سینه دارند و از آن ها بخواهیم که آن آیات را برای ما بخوانند تا ما نیز آیات جدیدی را بیاموزیم.با این شیوه، قرآن در فضای خانه و مدرسه و مسجد و بازار، بر سر زبان های می افتد و همگی توفیق شرفیابی به محضر قرآن را پیدا می کنیم.

نویسنده : مهدی غفاری

پی نوشت ها :

1. بشارت، شماره23، ص65، مقاله تعریف آموزش قرآن در سیره پیامبر اکرم
2. «کنزالعمال»، خ 2351.
3. مسند احمد بن منبل، ج 2، ص 3980.



طبقه بندی: مقالات،
برچسب ها: قرآن، معلم، پیامبر اکرم، تربیت، دوره تربیت معلم در عصر، پیامبر،
[ دوشنبه 25 اسفند 1393 ] [ 06:12 ب.ظ ] [ بهانه بودن ] [ دوره های تربیت معلّم در عصر نبوی ]
 امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: رسول خدا (صلى الله علیه و آله) در قرآن ده نام دارد .

1 - محمد(صلى الله علیه و آله) و ما محمد الا رسول. (1)

2 و 3 - احمد و رسول؛ و مبشرا برسول یاتى من بعدى اسمه احمد. (2)

4 - عبدالله و انه لما قام عبدالله. (3)

5 – طه، ما انزلنا علیك القرآن لتشقى. (4)

6 – یس، والقرآن الحكیم. (5)

7 - ن والقلم و ما یسطرون. (6)

8 - مزمل یا ایهاامزمل. (7)

9 - مدثر یا ایها المدثر. (8)

10- ذكر قد انزلنا الله الیكم ذكرا رسولا. (9)

سپس امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: ذكر از نام‌ هاى آن حضرت است و ماییم اهل ذكر كه حق تعالى در قرآن ذكر كرده است كه هر چه ندانید از اهل ذكر سئوال كنید.بعضى از علما براى آن حضرت چهارصد نام از قرآن استخراج كرده‌اند.(10)

 
پی‌نوشت‌ها:
1- سوره آل عمران، 144.
2- سوره صف، 6.
3- سوره جن، 19.
4- طه، آیه 1 و 2.
5- یس، آیه 1 و 2.
6- قلم، آیه 1.
7- مزمل، آیه 1.
8- آیه 1.
9- سوره طلاق، آیه 10.
10- بصائر الدرجات، ص 512/ جلاء العیون، ص 35.




طبقه بندی: رسول اکرم(ص)،
برچسب ها: پیامبر، القاب، قرآن،
[ یکشنبه 9 شهریور 1393 ] [ 10:41 ق.ظ ] [ بهانه بودن ] [ نام‌های پیامبر أعظم در قرآن ]
درباره وبلاگ

بوی بهشت را با خود آورده ‏ای تا از جهنم دنیای ما، آرمان‏ شهر انسانیت بسازی و به آدمیان بیاموزی که «توحید»، بهترین معنای زندگی است.الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم.
نظر سنجی
در عصر حاضر بیشتر به کدام سیره رحمت‌ للعالمین نیازمندیم؟





آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
آخرین بروز رسانی :